عید هم کم کم داره از راه می رسه . بر عکس همیشه باید بگم چقدر دیر گذشت امسال ..... اولین سالیه که این قدر دیر
گذشت .. شاید به خاطر اینکه اتفاقای زیادی واسم افتاد ........ خوب. ..... بد ... هر چی بود خدا رو شکر که گذشت ...
امیدوارم امسال ساله خوبی برای من و همه شما باشه .....
ملی شدن صنعت نفت
رو به همه ایرانی های اصیل تبریک می گم .....واقعا من که احساس افتخار می کنم
خدا
روح آیت الله کاشانی و دکتر مصدق رو شاد کنه
.....خدا کنه انرژی هسته ای هم همین طوری بشه .......
می گما چقدر خوبه آدم یه مدت از درس و مدرسه و کتابا دور باشه ها
.. به من که این چند روزه خیلی خوش گذشت ... بهار
اومده و من و الهه و اون عینه اینا که از قفس آزاد شدن همش می پریم بیرون .......
دیروز خونه الهه اینا بودیم ..... خوابمون می اومد رفتیم سه نفرمون رو تخت الهه خوابیدیم . آخه سه نفر رو یه تخت؟
. من
که لبه تخت بودم هر دفعه جیغ می زدم می گفتم بابا منو انداختین ....... بهار خانم که وسط خوابیده بود رااااااااااحت
.....
فکر کنم یه ربع بحث کردیم که ببینیم کی باید بلند شه و چراغ رو خاموش کنه
...خلاصه اون قدر جیغ و داد کردیم که اصلا
نخوابیدیم به جاش جک گفتیم
..... جاتون خالی خیلی خندیدیم .....
وای من فقط منتظرم تعطیلات عید برسه ... چقدر خوب میشه
.....
**** رحلت پیامبر ( ص) ، امام حسن (ع) ، شهادت امام زضا (ع) رو به همتون تسلیت می گم .... چقدر دوست دارم یه سر
بزنم مشهد این روزا....خدا کنه تابستون بریم
...
فکر کنم به این آپ چیزای دیگه هم اضافه کنم. آخه می خوام این آخری آپم تو سال ۸۵ باشه . پس هر چی می خوام بگم
قبل از عید همین جا اضافه می کنم .......![]()
عیدتون مبارک
........ بدرود ...![]()
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جدید
سال 7029 میترایی آریایی، 3745 زرتشتی، 2566 شاهنشاهی و 1386 خورشیدی. اگرچه پیامبر (ص) 1386
سال پیش هجرت کردند ولی سرزمین آریایی من 5644 سال پیش از آن نوروز را جشن می گرفت و 2360 سال
پیش از آن مردمان این دیار، خدای را ستایش می کردند و کوروش 1181 سال پیش از آن دوستی را در جهان
گسترانید. پیشینه سرزمین من بسی بیشتر از 1386 سال می باشد. بر سرزمین خود ببالید
فکر کنم امسال رو سال کوروش کبیر نامگذاری کردن ....
**********************************************
دور که می شوی چشم هایم می گویند می توانم بار دیگر ببینمت ؟ و فقط به یاد خدا می افتند ...
خدا می داند . او می داند که جوهر زندگی ام تا کی دوام می آورد و مرا با زمستان ها و بهار های دیگر
دم خوش می کند یا خیر .....
امروز تو می روی تا سال دیگر . زمستانه سرده سرده سرد .... پاییز از تو سرد تر بود .
سینه ام پر شده از بوهای کاغذی ... تاج کاغذی ام را می شود باد برد؟
دست را در شب فرو کرد. ستاره اش را برداشت . ماه ؟
نه ... ستاره اش کوچک بود و ساده و زیبا تر ....
*********************
چقدر خوب شد رفتی ... یه سال عجیب و غریب بود .... عجیب و غریب .. عجیب و غریب .... عجیب و ....
شاید هیچ وقت امسال رو فراموش نکنم ..... اتفاقایی افتاد که من شاید بگم حتی فکرش رو هم نمی کردم
یه روزی باهمچین اتفاقایی دست و پنجه نرم کنم .
**********************
راستی یادم رفت بگم اگه دوست دارین به این لینک وبلاگ الهه یه سری بزنین .... فکر نکنم پشیمون بشین ....
*** به الهه عزیزم هم تولدش رو تبریک می گم.... امیدوارم بزرگتر بشی
... چیزی که تو این چند ساله ندیدم![]()
خب دیگه من برم ..... همه قراره بیان خونمون .... می خوام یه سفره بزررررررررررررررررگ عید بچینم .... بزرگ و خوگشل .......
***** یادتون نره منو سر سفره عید دعا کنین ها .......
منم دعاتون می کنم ....
شاید بازم اضافه کردم به این پست ....
عید نوروز رو هم به روح مادربزرگم تبریک می گم بالاخره تونستم برم پیشش......
خدانگهدار ![]()

