فکر می کنم بعضی هاشون واقعا از دیدن ما خوشحال شدن و بعضی ها واقعا ناراحت ..... ولی اونایی که خوشحال شدن زیاد مهم نیستن . اونایی مهم بودن که ناراحت می شدن ...
خانمی که مربیشون بود می گفت تمام اینها اختلالات ژنتیکی دارن .... هر چند می دونستیم که این طورن .....چون برای درس بیماری های ژنتیکی اونجا رفتیم ولی هیچ وقت فکر نمی کردم داشتن یا نداشتن یه کروموزوم یا حتی یه نصفه کروموزوم بتونه این همه یه فرد رو ناتوان کنه .....
اون جا بودیم همش فکر می کردیم چرا باید یه همچین بچه هایی وجود داشته باشن؟ کاش یه ذره سطح آگاهی پدر و مادر ها بالاتر بود . اون وقت هم خودشون راحت تر بودن و هم این بچه های معصوم این همه زجر نمی کشیدن .
موقع برگشتن تو سرویس شعارمون این بود : درس می خواااااااانیم تا این مشکلات رو برطرف کنیم
.....
مگه نه آذییییییییییییین؟ ![]()
*********
و اما فیلم میم مثله مادر و اخراجی ها .بالاخره دیدمشون ... البته اصلا نمی دونستم که اخراجی ها هنوز وارد بازار نشده .اتفاقا به خواهرم گفتم چرا اصلش نیست این که رایت شده ....
خلاصه کلی بحث کردیم که چرا این رایته و من می گفتم به نظرم دیدن این فیلم اشکال داره اخه بالاخره یه عده آدم زحمت کشیدن و باید با خرید اصل سی دیش ما این زحمت ها رو جبران کنیم و ازشون حمایت کنیم .....ولی کو گوش شنوا ....![]()
خیلی فیلم قشنگی بود
.... خیلی زیاد ... چقدر خوشحال شدم که تونستن این طوری فضای جبهه رو به تصویر بکشن ... کاش می شد این طوری یه ذره از زحمت های اون همه شهید رو جبران کرد ... نمی دونم چرا ولی وقتی فیلم رو دیدم از خودم بدم اومد که نتونستم حتی یه قدر دانی خیلی کوچیک از اونا کنم ....
وقتی فکر می کنم هنوز افرادی هستن که به جای هوایی رو که ما استشمام می کنیم ماسک رویه صورتشونه و خیلی کم می یان بیرون دلم می گیره . . وقتی که فکر می کنم که هنوز بچه هایی به دنیامی یان که عقب افتاده اند ....مثله همون بهزیستی ای که رفتیم . اون جا مربی می گفت پدرو مادر بعضی هاشون می گن اینا از اثرات بمب های جنگه ......اون وقت من می شینم تو خونه و .... کاش یه نفر مثله دکتر شریعتی هنوز زنده بود ... کاش یکی بود که اون ندای خفته رو بیدار می کرد و .....
باد ها را می شنوم ....
باد های با طوفان و.... آرامش .....
دست هایم را باد می برد تا نا کجا آباد ....
فکرم ..فکرم ...
ای باد ....
فکرم را تنها مگذار ......
*** جنگ تموم شده .... ولی هنوز آدمای بد تو دنیا هستن که بخوان جنگ کنن ...
فکر می کنم هنوز یه جاهای دنیا کودکا از بیدار شدنشون موقع صبح مطمین نیستن .... هنوز دستایه بچه ها زیر آوار می مونه و فریاد می کشن ....هنوز مادرایی هستن که به فکر بچه ی شیر خوارشونن که چند روز قبل زیر آوار ها موندو بدون هیچ گناهی به بهشت رفت ....
هنوز کسایی هستن که حتی نتونستن با جنگ درونیه خودشون صلح کنن .....
خدایا ...یعنی میشه یه روزی زمین سبز بشه از عشق و محبت؟
خدانگهدار .....................![]()


