تبليغاتX
>>------(¯`•..•´¯)------->نیایش ققنوس>>------(¯`•..•´¯)------->

-من مرغ آتشم،-........... مي سوزم از شراره ي اين عشق سر کشم ............... چون سوخت پيکرم........... چون شعله هاي سرکش جانم فرونشست.............. آن گاه باز از دل خاکستر.............. بار دگر تولد من........... آغاز مي شود............ و من دوباره ،زندگي ام را.............. آغاز مي کنم......... پر باز مي کنم...... پرواز مي کنم .......

نیایش ققنوس

نمی خواستم آرامش این مرداب رو به هم بزنم ولی چاره ای نیست .....باید نیلوفر های آبیه این جا

تکونی به خودشون بدن .....

**************

در این ده کوره های راه من با خیال های سپید هر روز وضو می گیرم ....

اینجا ، من خاموش ترین صدا ها رو می شنوم ........ و بلند ترین صدا ها را هرگز !

صدای قار قار کلاغ های سیاه قصه مادربزرگ، اینجا همیشه ماندگاره ....

مترسک بودن...... و کلاغ داشتن ......

کلاغ قصه ی من به خونه اش رسید ..... شونه های مترسک تنها !

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 4:3 بعد از ظهر  ققنوسي به نام ققنوس  | 

سلام .....

 

مي خوام برم .....

 

نمي دونم شايد اين رفتن من تا فردا باشه شايد هم تا يك ماه ديگه و شايد هم تا .......

 

برام دعا كنين ..... فقط دعا ..........................................................

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 9:3 قبل از ظهر  ققنوسي به نام ققنوس