باز هم یلدای کهن اومد ....
باز هم باید بریم برای بریدن اون کیک قدیمی تا ببینیم امسال کی برکت خانواده ی ما میشه ....!
بارون و یلدا .... دقیقا هم مفهوم .... یک دقیقه بیشتر با شب بودن رو فقط می شه سالی یک بار تجربه کرد ...! همیشه چیز های خوبن کمیابند ....!
کاش حال آسمون زود زود خوب بشه ....
هندونه .... آجیل .... کیک قدیمی .. همه خاطرات یلدای ماست .... یلدا برای خودش خاطره ها داره .... که شاید هیچ کس به اندازه اون پر خاطره نباشه ... !
قرار بود امشب بریم مدرسه مریخ رو رصد کنیم ....هم بارون بود و هم .... پس نشد !
آخرین شب یلدای مدرسه ....
بارو کردنی نیست که دیگه یلدا رو نمیشه با استرس امتحان های مدرسه ی گذروند ....
شاید یلدای سال دیگه ... ! دعا می کنم ...
چندسال پیش، اون مهره ی آبی شانس مال من بود .... و امسال تا چند دقیقه دیگه معلوم میشه .... !
باید برم زیر نم نم بارون و کنار آتیش بشینم .....همه منتظرن ... شاید امسال هم من بودم !
* برای روح پدر دوست عزیزم دعا کنین .... امیدوارم روحش شاد باشه ...
*اضافه شد : حدود یک ساعت پیش کیک رو بریدیم ..... امسال بارم مثل چند سال پیش من مهره ی آبی شانس رو بردم .... هر کی اون مهره رو تو تیکه کیکش پیدا کنه برای یک سال آینده میشه گل خانواده .... اگه اون سال ساله خوبی باشه پس اون فرد خوش قدم و اگه سال بدی .....!
دعا می کنم امسال سال خوبی باشه ....![]()
شب یلدای کهن بخیر ......![]()

