همیشه بیست دقیقه اول نرمش ... بیشتر اوقات من دیر می رسیدم و مربیمون می گفت ۲۰ دور، دور ِ زمین باید بدویی ..... ! چقدر بچه ها به من می خندیدن ...!
آدم که ورزش می کنه وقت که گرفته نمیشه هیچ کلی وقت دیگه هم براش جور میشه ... این جوریه ها ! انرژی مضاعف !
تابستون دو سال پیش در یک عمل ضربتی سه ماهه هر روز چند دور محوطه پارک رو می دویدیم .... ورزش ....خنده ...اونم ساعت شش صبح !
یه روزایی میشد تا ساعت ۹ شب تو باشگاه ... ولی الان !
امان از دست این کنکور ... وقتی دوستام زنگ می زنن می گن اردو داریم دلم آب میشه ... همیشه می گم بعد از کنکور !
کاش یه باشگاه جفت خونمون بود .... به جای همین همسایه بغلیمون که تا ساعت ۱ شهر می خوابن ...! ( نمی دونم شاید هم شش صبح بیدار میشن ... ولی خب دیگه ...بازم یه باشگاه باشه بهتره !)
یادمه اسم گروه تیم مدرسمون رو گذاشته بودیم "نیمبوس " ... ! رمز ... هیچ کس نمی تونه پیداش کنه جز ... جز اعضای تیم ... !
تمام این هفت سال آرزومون این بود که یه بار بریم خارج از شهر .... با اینکه بهترین تیم مدرسه بودیم ولی هیچ وقت نشد ...
با تیم شهر رفتم ولی تیم مدرسه یه چیز دیگه ست ... ! دوستای هفت ساله کجا و دوستای دو ساله کجا؟
وقتی صدای بچه هایی که تو کوچه فوتبال بازی می کنن می یاد دلم می خواد بپرم وسطشون و بگم : منم بازی ! البته من فقط بلدم توپ رو با دستم پاس بدم ،که توپ پلاستیکی اونا هم حتما آدم رو ضایع می کنه ... یه بار امتحان کردم ...و تصمیم گرفتم از اون به بعد " ببخشید من فقط با توپ بسکتبال بلدم دریپ بزنم " !!! ![]()
ـ ............. همین !
ـ شاید بعدا یه چیزایه دیگه هم به این پست اضافه کردم .... یه چیزایی مثل همین ....!
ـ یاد قصه های کودکانه افتادم با این پست !
ـ برام دعا کنین ..... برای من و تمام کنکوری ها.... !
شبتون بخیر ....!
