تبليغاتX
>>------(¯`•..•´¯)------->نیایش ققنوس>>------(¯`•..•´¯)------->

-من مرغ آتشم،-........... مي سوزم از شراره ي اين عشق سر کشم ............... چون سوخت پيکرم........... چون شعله هاي سرکش جانم فرونشست.............. آن گاه باز از دل خاکستر.............. بار دگر تولد من........... آغاز مي شود............ و من دوباره ،زندگي ام را.............. آغاز مي کنم......... پر باز مي کنم...... پرواز مي کنم .......

نیایش ققنوس

بهار هم داره می رسه ....

تا حالا نشده این قدر زود گذرزمان رو احساس کنم ... خیلی عجیبه ! انگار همین یک ماه پیش بود که نوشتم ....."  بهار..... و من باز هم در انتظار روز آغاز زندگی ام "

حس عجیبیه ... تازه میشه حرف مادر بزرگ ها رو درک کرد " تا چشم به هم بزنی تو هم میشی عین من ...! اون قدر زمان زود می گذره که گاهی حتی احساس می کنی هیچ وقت نبوده "

و من همیشه به این حرف می خندیدم ... !

زمان.... اسرار آمیز!

باز هم بهار ... چقدر بوی بهار می یاد ... از حالا !

باز هم یخ های رابطه ها آب شدند ... برف ها پا به فرار گذاشتند....

بهار امسال و سال های قبل برای من از زمین تا آسمون فرق می کنه .... ـ بهتر بود به جای این دو خط نقطه می گذاشتم ـ

کاکتوس اینجا هنوز سبزه! ....

 این دفعه دیگه جدی جدی باید از صبح تا شب بشینین واسم دعا کنین ... !

ممنون از " یه دوست " ....
پیشنهاد خیلی خوبی بود ...!

شاید بیشتر از تمام پیشنهاد های وبلاگی ای که تا حالا داشتم ....

شب بخیر ...... !

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 2:47 قبل از ظهر  ققنوسي به نام ققنوس  | 

مقطع ام بخوان .......

حرف ........حرف ....

             و

تکه .......تکه ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 11:45 بعد از ظهر  ققنوسي به نام ققنوس  |