ببخشيد اين پست يه قسمت هاييش جديه ....در صورت اعتراض مي تونيد به سازمان ملل موجود در آمريكا مراجعه كنيد ! حتما به شكاييتون رسيدگي ميشه !
خيلي دوست داشتم الان يه سفر داشته باشم به خرمشهر .... ولي بازم مثل هميشه يه سد هست كه مانع كارهايي بشه كه الان مي خوام انجام بدم ..... امتحانات نهايي ...
خرمشهر امروز ديگر با خرمشهر هاي سال ها قبل متفاوته .....
تو خيابون هاش كه قدم بزني هنوز هم احساس مي كني كه روز هاي بود كه اينجا هر روز بمباران ميشد . اين رو ميشه از جاي تركش ها و گلوله هايي فهميد كه هنوز روي ديوار ها مونده ... از ويرانه هايي كه به يادگار جنگ هنوز ترميم نشده ! انگار قراره موزه هايي رو تو قسمت هاي مختلف بسازن ...
هنوز رنگ پوست مردم عوض نشده ..... سياه ... و البته شايد اسمش رو بايد پوست سبزه گذاشت .... و اين مشخصه هاي جنوبي هاست .... پوستي آفتاب ديده و رنج ديده ! طوري كه سفيدي دندون هاشون كاملا مشخصه .... لب هاي بزرگ و لبخندي ساده و صميمي ... وقتي باهاشون ميشيني و حرف مي زني انگار واقعا هيچ مشكلي ندارن .... مي خندن و حرف مي زنن .... اگه بپرسي جاي ديدني اينجا كجاست؟ از درياشون مي گن ... از دريايي شور كه بايد از همون دريا شايد كمي كمتر شور تر ( ! ) بخورن ....
از موزه هاي جنگ .... كه به نظر من لازم نيست موزه رفت .... خيابون هاشون موزه هاي آزادن ....
جوون ها ... هيچ فرقي با بقيه جوون ها نمي كنن ولي يه تفاوت اساسي دارن و اون اينه كه برخلاف جوان ها تهران ، اصفهان ، شيراز و شهر هايي كه در رفاه كامل به سر مي برن ادعايي ندارند ...........
درس مي خونن ، روي لنج ها كار مي كنند و باز هم ادعايي ندارند ، باز هم اعتراضي نمي كنن كه چرا نفت رو شهر هاي بالاتر مي برن بدون اينكه براي ما كار پيدا كنن ؟ بدون اينكه بهمون پول كافي بدن؟ بدون اينكه برامون ارزش قائل باشن ....
نفت ، طلاي سياه .... اون ها دارن طلاي خودشون رو مي دن و ما ....
هر سال سالگرد خرمشهر فقط همينه كه : خرمشهر پيروز شد ! چه كاري براي خرمشهر انجام داديم؟ واقعا چه كاري؟ چرا هيچ كس بهشون توجهي نداره؟ به خرمشهر ...به آبادان .... بهبهان .... ماهشهر .... شهر هايي كه سال ها جنگيدن و از كشور دفاع كردن ....
هنوز تو خيابون هاي خرمشهر رو كه بري .... تو بازار هاي دود گرفته و تنگ و تاريكش كه راه بري بوي جنگ مي ياد .... بوي بچه هايي كه پدر و مادرشون يا حتي خانواده شون رو تو جنگ از دست دادن و الان بزرگ شدن .... چه رنجي داره پدر و مادر نداشتن ..... پدر و مادر يعني هويت بچه ....
بچه هايي كه الان معلوم نيست سرنوشتشون چيه؟ پزشك ، مهندس ، بقال و يا حتي رفتگر !؟
كاري نكني كه بعد ها ديگه هيچ كاري از دستمون ساخته نباشه ....
و ما چه ساده مي گذريم ..... خرمشهر پيروز شد !
****************************************************************
ترانه هاي خارج از كشور و تاثير آن بر داخل ايران .....
امروزه سلاح فرهنگي بيشتر از هر سلاح ديگه اي باعث تخريب ذهن ميشه .... و يكي از اين سلاح هاي فرهنگي ساختن فيلم ها و ترانه ها ست .... نمي دونم تا حالا دقت كردين يا نه ولي بيشتر ترانه هايي كه ايراني هاي خارج از ايران مي سازن هدفمند و كنترل شده ست ....
از جمله ترانه هايي كه در مورد خرمشهر و آبادن و بنادر جنوبي مي سازن .... به علت نقشي كه اين شهر ها تو جنگ داشتن امروزه كشور هاي ديگه در حال تضعيف آرمان ها و روحيه مردم و به خصوص جوون هاي اين مناطق هستند ....
و يكي از راه هاي تضعيف ساختن ترانه هايي براي اين شهر هاست كه باعث ميشه همه فكر كنن كه گفته هاي اين ترانه ها صحت دارن .... مثلا كي تا حالا ديده كه غروب ها دختر و پسراي جنوب برن لب دريا و برقصن ؟ ( البته قبل از ساخته شدن اين ترانه ها ..... بعد از ساخته شدن هم من نشنيدم ولي اگه هم هست به خاطر تاثير همين ترانه ها بوده )
مردم آبادان و خرمشهر و جنوبي ها اون قدر مشكلات دارن كه وقت اين كار ها رو ندارن !
خلاصه اين ترانه ها باعث شده كه ذهنيت مردم تا حدودي متفاوت بشه تا جايي كه خود جوون ها هم تا حدي باور كرده اند ....
من خودم جنوبي ام ديگه ..... مدت ها پيش يكي از دوستانم از يكي از شهر هاي ايران ازم پرسيد: واقعا اين ترانه ها درستن ؟ فكر كنم اون جا هميشه همه در حال رقص و آواز باشن نه ؟ پس بايد يه سر بيام اونجا و ببينم !!!!!!!
پي نوشت : مسئوليت تمام نوشته ها بر عهده ي خودمه و به عرض همه مي رسانم كه از هيچ حزب و جناح و گروهك و كشوري دستور نگرفته ام !
**** کاج های خانه ی ما برگ ریزند .....
در ابدیت خوابیده اند و به فکر نخل ها .....
نخل هایی که بیدارند در خیال های سبز رود های نور .....
من از نخل ها نمی گویم ..... کاج ها را صدا کن !
کاج های خانه ی ما همه برگ ریزند