تبليغاتX
>>------(¯`•..•´¯)------->نیایش ققنوس>>------(¯`•..•´¯)------->

-من مرغ آتشم،-........... مي سوزم از شراره ي اين عشق سر کشم ............... چون سوخت پيکرم........... چون شعله هاي سرکش جانم فرونشست.............. آن گاه باز از دل خاکستر.............. بار دگر تولد من........... آغاز مي شود............ و من دوباره ،زندگي ام را.............. آغاز مي کنم......... پر باز مي کنم...... پرواز مي کنم .......

نیایش ققنوس - به افتخار نور ...

آدم همیشه وقتی به یه چیزی می خواد دقت کنه انگار تمام دنیا دارن به اون دقت می کنن و وقتی هم چشم بسته از کنارش عبور می کنه انگار تمام دنیا .......!

تلویزیون ... روزنامه ها ... اینترنت ... همه چیز این روزها حساس شدن تا من بتونم یه مطلبی بنویسم ..... انگار همه متوجه شدن که من چیزی برای نوشتن نداشتم ....

امروز دلم گرفت ... از تمام این جنگ ها .... از صحبت جنگ دوباره به لبنان .... ازنگاه های پرسش گر تمام ما ....!

با صدای کودکانه ش ازم پرسید : چرا؟....

ـ چی چرا؟....

ـ چرا اینا جنگ می کنن؟!

تا حالا فکر می کردم خیلی جواب ها دارم برای این سوال .....

ـ خب ...به خاطر اینکه ....می خوان کشورشون رو بگیرن ....

-خودشون ندارن؟

- دارن ولی .... بیشتر می خوان ... ! بیشتر از اون چیزی که خدا بهشون داده .... بیشتر از اون چیزی که حقشونه .... بیشتر از لیاقتشون ........ بیشتر از .....!

و نگاهم ثابت شد رو آوار های جسم و روح .....!

یاد مطلبی افتادم که قرار بود برای بیستم فروردین بنویسم ....و جای  اون رو و تمام آوینی ها رو خالی دیدم ....!

شاید اگه بودن ....امروز این آوار ها دل های ما رو آوارتر نمی کرد .......

 با اینکه فقط اسمی بود برای من ولی ....بالاخره باید از یه جایی شروع کرد ! و شروع من شد از اینجا ...

امیدوارم سال دیگه  کیبوردم بتونه بیشتر از این ها برای اون بنویسه ....

 

            

پی نوشت : دوستانی که حتما شهید آوینی رو بیشتر از من می شناسند ....

ـ آغازي بر يك پايان-شازده كوچولو

ـ تلالو نجيبانه ي يك نگاه - گلبرگ

ـ آسماني تر از آن بود كه در خاك بماند -كرم شبتابي كه مي خواست

فانوس دريايي باشد

ـ  فردایی دیگرـ وب نوشت

ـ  سید سفید - من ٍ او

ـ نامه اي به آسيد مرتضا... - حيات طيبه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 1:3 قبل از ظهر  ققنوسي به نام ققنوس  |